ورود

عضویت




Search - K2 Improved Search Plugin by Offlajn
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها

1. روح انسان بعد از مرگ وارد عالمی مجرّد (غیر مادّی) به نام عالم برزخ می شود ؛روح در آن عالم نیز ، دارای بدنی است که از نظر شکل و ظاهر ، شبیه به بدن دنیایی اوست ؛ لکن دارای مادّه نیست ؛ نظیر بدنهایی که ما در خواب می بینیم یا در خیال خود تصوّر می کنیم . مراد از عالم قبر نیز همین عالم برزخ است ؛ سوال قبر و فشار قبر و عذاب قبر نیز مربوط به این عالم است. در این عالم که از نظر وجودی قویتر از عالم مادّه ولی ضعیفتر از عالم آخرت است ، هم بهشت برزخی وجود دارد هم جهنم برزخی ؛ لذا اموات تا روز قیامت ، با توجه به عقائد و اعمالشان ، با روح و بدن برزخی خود ، یا در بهشت برزخی به سر می برند یا در جهنم برزخی.

منتشرشده در پرسش و پاسخ

همه ارواح بعد از مرگ به عالم برزخ که واسطه دنيا و آخرت است وارد مي شوند. آنان چون جسم خاكي را ترك گفتند ، بي درنگ قدم به عالم برزخ مي گذارند و در آنجا فرشتگان مامور حسابرسي به بررسي عقايدآنان مي پردازند. وگرنه چنين نيست كه اگر فردي در صبحگاه به ديار باقي شتافت خداوند صبر كند تا شب هنگام فرا رسد و در تاريكي شب به حساب او برسد. اينكه تعبيري چون شب اول قبر وجود دارد از آن روست كه شب ، تاريكي و تنهايي و محصور بودن در جايي تنگ ، حكايت از ترس و وحشتي دارد كه تن انسان را به لرزه در مي آورد. از اين روست كه با انديشيدن به امري چون شب اول قبر و مساله سوال و جواب فرشتگان الهي از كارها و اعمال انسان در اين دنيا ، او را به خود مي آورد تا كمي به تنهايي و دست خالي بودنش در آن موقع بيانديشد و راه درست و ثواب در پيش گيرد تا دچار پريشاني شود.

منتشرشده در پرسش و پاسخ
جمعه, 20 آذر 1394 23:31

علت ترس از مرگ چيست؟

بسيارى از انديشمندان - چه مسلمان و چه غيرمسلمان كوشيده‏اند تا پاسخى معقول و موجّه، به اين پرسش اساسى بدهند كه فرصت طرح و بررسى آنها در اينجا نيست . ما تنها به نظر ابن‏سينا در اين خصوص اشاره كرده، به تحليل آيات و روايات در پاسخ به اين سؤال مى‏پردازيم .در ديدگاه ابن سينا موجبات ترس از مرگ يكى از امور زير است:1 . با مرگ، حقيقت و زندگى (-( ظاهرى دنيايى‏)-) آدمى برچيده مى‏شود ؛2 . نمى‏دانيم چه وقت مى‏ميريم ؛3 . مرگ پديده‏اى ناشناخته‏است و از آن تجربه‏اى نداريم و برايمان امرى مبهم است ؛4 . تجربه مرگ انفرادى و فردى است، نه جمعى ؛5 . مرگ موجب جدايى انسان از متعلّقات، دوستان و خويشاوندان مى‏شود ؛

منتشرشده در پرسش و پاسخ
جمعه, 20 آذر 1394 23:20

ياد مرگ چه فوايدى دارد؟

امير مؤمنان‏عليه السلام، فوايد ياد مرگ را در امور زير مى‏داند:1 . ياد مرگ سبب بازداشتن انسان از بيهودگى و بازى‏هاى دنيوى مى‏شود: «به خدا سوگند، ياد مرگ مرا از هزل و بيهودگى منع مى‏كند»؛ نهج البلاغه، خطبه 84، ص 66 . .2 . انديشه مرگ مانع انجام دادن كارهاى زشت و ناروا است: «هان! (-( مرگ )-)برهم زننده لذت‏ها، تيره كننده شهوت‏ها و نابودكننده آرزوها را به ياد آريد ؛ آن‏گاه كه به كارهاى زشت شتاب مى‏آريد»؛ همان، خطبه 99، ص 92 . .3 . ياد مرگ موجب انجام دادن اعمال و كردار نيك مى‏شود: «آن كه مرگ را چشم داشت، در كارهاى نيك پاى پيش گذاشت»؛ همان، كلمات قصار 31، ص 364 . .4 .

منتشرشده در پرسش و پاسخ

يك. مرگ يعني خروج انسان از عالم ماده و وارد شدن او به عالم مثال (عالم برزخ ). عالم ماده نسبت به عالم مثال ، از مرتبه وجودي پايين تري برخوردار است ؛ و نسبت به آن ضعيفتر و محدودتر است . ماده ، خود عين محدوديت و ضعف وجودي است و محدوديتهايي مثل حركت ، زمان ، مكان و... ناشي از ماده اند . وقتي روح از جسم مادي جدا شد ، در عالم مثال ، به بدني مثالي (برزخي ) كه بدني غير مادي است تعلق مي گيرد ؛ اين بدن از هر جهت شبيه بدن مادي است ولي بسياري از محدوديتهاي بدن مادي مثل زمان و مكان و حركت و تغيّر را ندارد ؛ لذا گذشته و حال و آينده و محدوديت مكاني براي آن معني ندارد ؛ و چون ماده اي در كار نيست مانعي از رويت نيز در كار نيست . آنچه در دنيا موجب محدوديت است ، و به عبارت ديگر پرده اي است كه مانع از ديدن بسياري از حقايق مي شود ،

منتشرشده در پرسش و پاسخ

تفاوت روى آوردن چهره مرگ به مؤمنان و كافران، نشانگر آن است كه از ديدگاه معارف قرآنى و روايى، اعمال، افكار و اوصاف انسان نقش به سزايى در اين مهم دارد ؛ به صورتى كه سعادت و شقاوت بشر از درون آن مى‏جوشد و در واقع آدمى، بايد از خود و كرده‏هايش هراسان باشد . آموزه‏هاى دينى نيز با ارائه حقيقت مرگ و توصيف ابعاد آن، مى‏خواهد نگرش انسان را به خود تغيير دهد و آن را تصحيح كند ؛ يعنى، به او ياد دهد كه در عين زندگى در جهان مادى و كوشش براى برطرف ساختن نيازهاى خود، دلبستگى و وابستگى به آنها نداشته باشد . از اين رو، ترس از مرگ در اين چهارچوب، امرى ارزشى و مثبت خواهد بود .پس هركس طبيب خويش است و با نوع نگرش و عملكرد خود، مى‏تواند ترس از مرگ را - كه بر اثر غفلت، تنگ نظرى و محدودنگرى به عالم مادى در او پديدار شده است به ترس از مرگى كه راه را طولانى و رويارويى با خداوند متعال را سخت مى‏بيند، تبديل سازد .

منتشرشده در پرسش و پاسخ

در رابطه با قبض روح گفتني است كه مرگ يعنى انتقال از جهان جسمانى و عالم مادى به عالم برزخ (معاد استاد مطهرى ـ انتشارات صدار، ص 53 ـ 35).اما اينكه در لحظه مرگ حضرت عزرائيل براى قبض روح حاضر مى‏شود، امر مسلمى نيست. بلكه ظاهر قرآنى خلاف آن است. زيرا در قرآن چهار دسته آيات به مرگ اشاره دارد:دسته اول آياتى كه مرگ را مستقيما به خدا نسبت مى‏دهند: «الله يتوفى الانفس حين موتها؛ خدا جان را در زمانه مدت آن مى‏گيرد»، (زمر / 42).دسته دوم آياتى كه مرگ را به حضرت عزرائيل ـ ملك الموت ـ نسبت مى‏دهد: «قل يتوفاكم ملك الموت الذى وكل بكم؛ بگو جان شما را فرستنده مرگ كه بر شما وكيل است، مى‏گيرد»، (سجده / 11).

منتشرشده در پرسش و پاسخ

خداى سبحان، رحيم و رحمان و حتى ارحم الراحمين است. مرگ ناگهانى براى مؤمن رحمت است؛ يعنى مؤمنى كه تمام حقوق الاهى را ادا كرده و حقوق مردم را پرداخته - نه دينى ازخدا بر عهده او است و نه دينى از مردم - وصيت نامه خود را هم نوشته و تكليف بعد از مرگ خود را مشخص كرده است، با مرگ راحت مى‏شود؛ بدون اين كه در پايان عمر ناراحتى و درد و سختى بيمارى و بيمارستان را متحمل شود. از اين رو، در روايات داريم كه مرگ ناگهانى براى مؤمن رحمت و بركت است و مستقيماً از دنيا به باغى از باغ‏هاى بهشتى منتقل مى‏شود؛

منتشرشده در پرسش و پاسخ

مرگ به دو نوع طبيعى و ارادى تقسيم مى‏شود :1. مرگ طبيعى همان تحوّل از نقصان به خروج، توجّه هر سافل به عالى و رجوع هر چيزى به اصل خودش است . براساس اين تقسيم و تعريف، مرگ طبيعى براى تمام موجودات - حتى ملائكه نيز رخ خواهد داد ؛ چرا كه همه موجودات، نشانه‏هاى خداوند متعال بوده و همه آنها براساس عموميت و كليت اصل بازگشت به سوى خدا، در حال سير و حركت به سوى او هستند و از اين رو، با مرگ سرفصلى از اين مسير را طى مى‏كنند .آيه ذيل به خوبى به اين نوع مرگ اشاره دارد: «كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ ثم إِلَيْنَا تُرْجَعُونَ »؛ آل عمران (2 )،

منتشرشده در پرسش و پاسخ

پاسخ به این پرسش با استفاده ازروایات شریفه بدست می اید .

بايد گفت كه اصل رفت و آمد برخی ارواح به عالم دنیا ، طبق روایات اهل بیت (ع) امری مسلّم است. لکن آنچه از روایات استفاده می شود این است که ارواح بدون اذن الهی نمی توانند به عالم دنیا رفت و آمد داشته باشند. همچنین از نظر عقلی و نقلی شکی در این نیست که ارواح اگر از جانب خداوند متعال اذن داشته باشند می توانند کارهایی را در دنیا انجام دهند ؛ چون ارواح اموری مجرّدند ؛ و امور مجرّد می توانند در امور مادّی تصرّف نمایند. شواهد نقلی و گزارشات افراد ثقه نیز حاکی است که برخی ارواح چنین اجازه ای را می یابند.از روایات اهل بیت (ع) استفاده می شود که انسانهای مومن بعد از مرگ در عالم برزخ ، به جایگاه خاص اهل ایمان منتقل می شوند که همان بهشت برزخی است ؛ و ارواح اهل جهنم نیز به جایگاه خودشان منتقل می شوند ؛ و چنین نیست که ارواح در دنیا سرگردان باشند .ارواح مومنين اهل خود را ديدار و ملاقات مي كنند؛ روح مومن با همان صورتي كه متصور است به دنيا نزول نموده و اقوام و ارحام و اهل بيت و افرادي را كه به آنها علاقمند است، ملاقات مي كند و از حالات و سرگذشت آنها اطلاع مي يابد.

منتشرشده در پرسش و پاسخ
صفحه9 از66

تماس با ما

اصفهان، شهرک امیریه، خیابان هفتم، فرعی سوم، پلاک 7

03137800803 - 09131649893 - 09131036850

03137800803

 

 آپاراتسروشتلگرامinsta1

logo-samandehi