ورود

عضویت




Search - K2 Improved Search Plugin by Offlajn
جستجو -مجموعه ها
جستجو - تماس ها
جستجو - محتوا
جستجو - خبرخوان ها
جستجو - وب لینک ها

مقالات

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ هر پدری را که بشارت به ولادت فرزند دادند ، شاد و حرم گردید ، جز علی بن ابی طالب (ع ) که ولادت
هر یک از اولاد او سبب حزن او گردید . در روایت است که چون حضرت زینب متولد شد ، امیرالمؤ منین (ع ) متوجه به حجره
طاهره گردید ، در آن وقت حسین (ع ) به استقبال پدر شتافت و عرض کرد : ای پدر بزرگوار ! همانا خدای کردگار خواهری به
من عطا فرموده . امیرالمؤ منین (ع ) از شنیدن این سخن بی اختیار اشک از دیده های مبارک به رخسار همایونش جاری شد . چون
حسین (ع ) این حال را از پدر بزرگوارش مشاهده نمود افسرده خاطر گشت . چه ، آمد پدر را بشارت دهد ، بشارت مبدل به
مصیبت و سبب حزن و اندوه پدر گردید ، دل مبارکش ره درد آمد و اشک از دیده مبارکش بر رخسارش جاری گشت و عرض
کرد : ((بابا فدایت شوم ، من شما را بشارت آوردم شما گریه می کنید ، سبب چیست و این گریه بر کیست ؟ )) علی (ع ) حسینش
را در برگرفت و نوازش نمود و فرمود : ((نور دیده ! زود باشد که سر این گریه آشکار و اثرش نمودار شود . ))که اشاره به واقعه
کربلا می کند . همین بشارت را سلمان به پیغمبر داد و آن حضرت هم منقلب گردید . چنان که در بعض کتب است که حضرت
رسالت در مسجد تشریف داشت آن وقت سلمان شرفیاب خدمت گردید و آن سرور را به ولادت آن مظلومه بشارت داد و تهنیت
گفت . آن حضرت بگریست و فرمود : ((ای سلمان جبرییل از جانب خداوند جلیل خبر آورد که این مولود گرامی مصیبتش غیر
( معدود باشد تا به آلام کربلا مبتلا شود ، الخ ))( ۴
برگرفته از کتاب ۲۰۰ داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب نوشته :عباس عزیزی

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ زینب کبری (س ) روز پنجم جمادی الاول سال ۵ یا ۶ هجرت در مدینه چشم به جهان گشود . خبر تولد
نوزاد عزیز ، به گوش رسول خدا (ص ) رسید . رسول خدا (ص ) برای دیدار او به منزل دخترش حضرت فاطمه زهرا (س ) آمد و
صفحه ۱۵ از ۸۸
به دختر خود فاطمه (س ) فرمود : ((دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برایم بیاور تا او را ببینم )) . فاطمه (س ) نوزاد کوچکش را به
سینه فشرد ، بر گونه های دوست داشتنی او بوسه زد ، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد . پیامبر (ص ) فرزند دلبند زهرای عزیزش را
در آغوش کشیده صورت خود را به صورت او گذاشت و شروع به اشک ریختن کرد . فاطمه (ص ) ناگهان متوجه این صحنه شد
و در حالی که شدیدا ناراحت بود از پدر پرسید : پدرم ، چرا گریه می کنی ؟ ! رسول خدا (ص ) فرمود : ((گریه ام به این علت
است که پس از مرگ من و تو ، این دختر دوست داشتنی من سرنوشت غمباری خواهد داشت ، در نظرم مجسم گشت که او با چه
مشکلاتی دردناکی رو به رو می شود و چه مصیبتهای بزرگی را به خاطر رضای خداوند با آغوش باز استقبال می کند)) . در آن
دقایقی که آرام اشک می ریخت و نواده عزیزش را می بوسید ، گاهی نیز چهره از رخسار او برداشته به چهره معصومی که بعدها
رسالتی بزرگ را عهده دار می گشت خیره خیره می نگریست و در همین جا بود که خطاب به دخترش فاطمه (س ) فرمود : ((ای
پاره تن من و روشنی چشمانم ، فاطمه جان ، هر کسی که بر زینب و مصایب او بگرید ثواب گریستن کسی را به او می دهند که بر
( دو برادر او حسن و حسین گریه کند)) . ( ۱
برگرفته از کتاب ۲۰۰ داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب نوشته :عباس عزیزی

دختر بزرگوار امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا علیها السلام با اینکه پنج یا شش سال بیشتر از عمر خود مادر عزیزش را درک نکرد و در
سنین پنج یا شش سالگی مادر را از دست داد اما در همین سنین اندک چنان تربیت شده بود که از فاطمه علیها السلام حدیث و
را به همین بانوی بزرگوار یعنی حضرت زینب علیها « فدک » روایت نقل کرده و چند تن از تاریخ نویسان و محدثین سند خطبه
السلام رسانده و از او نقل کردهاند، بر کسی پوشیده نیست که نقل چنین خطبهای از طرف دختری که در سن پنج یا شش سالگی
است و حفظ آن کلمات با آن همه بلاغت و جامعیت دلالت بر کمال رشد و فهم و علم و دانایی او میکند و میتوان گفت: بهر امر
الهی بوده و جنبه فوق العادگی داشته است. حدیث دیگری است که شیخ جعفر نقدی در کتاب زینب کبری نقل شده که گوید
یعنی « احد » روزی امیرالمؤمنین علیه السلام زینب را که در سن طفولیت به سر میبرد روی زانوی خود نشاند و به او فرمود: بگو
یعنی دو تا، زینب ساکت شد علی علیه السلام بدو گفت:سخن بگو! « اثنین » بعد فرمود: بگو « احد » : یکی، زینب علیها السلام گفت
زینب گفت: زبانی که بگفتن یکی گردش کرده چگونه دو تا بگوید؟ امیرالمؤمنین علیه السلام دختر خود را به سینه چسبانید و او را
بوسید.
برگرفته از کتاب دانستنیهای حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) نوشته: علی غزالی اصفهانی

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ درست ترین گفتار آن است که سیدتنا زینب کبری (س ) در پنجم ماه جمادی الاولی سال پنجم هجری به
دنیا آمده ، و تربیت و پرورش آن دره یتیمه و مروارید گرانبها و بی مانند در کنار پیغمبر اکرم (ص ) بوده ، و در خانه رسالت راه
رفته ، و از پستان زهرای مرضیه (س ) شیر وحی مکیده ، و از دست پسر عموی پیغمبر ، امیرالمؤ منین (ع ) غذا و خوراک خورده و
نمو نموده ، نمو قدسی و پاکیزه ، و با سعادت و نیکبختی ، و پرورش یافته پرورش روحانی و الهی ، و به جامه های عظمت و
بزرگی به چادر پاکدامنی و حشمت و بزرگواری پوشیده شده ، و پنج تن اصحاب کساء به تربیت و پرورش و تعلیم و آموختن و
( تهذیب و پاکیزه گردانیدن او قیام نموده و ایستادگی داشتند ، و همین بس است که مربی و مؤ دب و معلم او ایشان باشند . ( ۲
برگرفته از کتاب ۲۰۰ داستان از فضایل ، مصایب و کرامات حضرت زینب نوشته :عباس عزیزی

صفحه3 از3

تماس با ما

اصفهان، شهرک امیریه، خیابان هفتم، فرعی سوم، پلاک 7

03137800803 - 09131649893 - 09131036850

03137800803

 

 آپاراتسروشتلگرامinsta1

logo-samandehi